سریال VisionQuest پایانی بر ماجراجویی تلویزیونی مارول خواهد بود؟
توسط sarkhail در 15 اکتبر 2026 منتشر شد
حدود پنج سال از شروع ماجراجویی تلویزیونی مارول میگذرد. وانداویژن به عنوان اولین سریال جدید دنیای مارول و آغازگر این ماجراجویی بود. حالا VisionQuest ضمن آن که پایانی بر تعدادی از شخصیتهای دوستداشتنی مارول خواهد بود، شاید پایانبخش ماجراجوییهای مارول در تلویزیون هم باشد. به بهانهی پخش دو قسمت اول سریال VisionQuest با ما همراه باشید تا نیمنگاهی به پروژهی جدید تلویزیونی مارول داشته باشیم.

وانداویژن؛ شروع پر قدرت عصری جدید در مارول
مارول بعد از حدود ده سال و بعد از اکران فیلم Avengers: Endgame و در حالی که در اوج محبوبیت به سر میبرد، با اعتماد به نفس کامل دست به قمار زد و اعلام کرد که شروع فاز جدیدش همراه با حضور قهرمانان شناختهشده و جدیدش در قالب سریالهای تلویزیونی خواهد بود. اولین قدم شاید بهترین قدم برای مارول بود. مینیسریال وانداويژن روایتی جذاب از دنیای واندا ماکسیموف بعد از اتفاقات فیلم پایانی انتقامجویان بود. واندا که بسیاری عقیده دارند قدرتمندترین شخصیت دنیای مارول است، تک و تنها به دنیای خیالی و خودساختهاش پناه برده است.
از موفقیتهای این سریال همین بس که تعدادی از شخصیتهای آن در فیلمها و سریالهای دیگر مارول هم حضور پیدا کردند و حتی از روی شخصیت آگاتا اسپینآفی هم ساخته شد. اما متاسفانه این شروع خوب در ادامهی سریالهای دنیای مارول حفظ نشد؛ تا جایی که کوین فایگی در پنل کامیککان امسال مارول به صورت رسمی اعلام کرد که دنیای تلویزیونی مارول به احتمال فراوان دیگر به این شکل ادامه پیدا نخواهد کرد. اما برگردیم سر سریال VisionQuest، چرا که هدف ما در این مطلب همین است!

سریال VisionQuest پایانبخش سهگانهی تلویزیونی مارول است
همان طور که اشاره شد، بعد از پخش سریال وانداویژن و آن پایان بحثبرانگیز که نشان داد وایت ویژن واندا را ترک میکند، سوالهای بسیاری در ذهن مخاطبان شکل گرفت. اولین سوال مربوط به آخر و عاقبت واندا بود که مارول تمام و کمال در فیلم Doctor Strange in the Multiverse of Madness به آن پاسخ داد. دومین سوال مربوط به شخصیت مانیکا و قدرتی که پیدا کرده بود میشد که باز هم شاهد پاسخ به آن در فیلم Marvels بودیم. سومین سوال مربوط به شخصیت آگاتا میشد؛ جادوگری با بازی کاترین هان که به قدری محبوب شد که مارول اسپینآف Agatha All Along را به داستان او اختصاص داد.
اما مهمترین سوالی که طرفداران در پی یافتن جوابی برای آن بودند، به ویژن مربوط میشد. ویژن برای اولین بار در فیلم Avengers: Age of Ultran معرفی شد و بعد از کشتن خالق خود، یعنی هوش مصنوعی اولتران، به یکی از مهمترین پایههای گروه انتقامجویان بدل شد. این شخصیت با بازی پل بتانی در دنیای سینمایی مارول مرد، ولی همان گونه که در وانداویژن دیدیم، واندا به صورت تصادفی و با استفاده از قدرتهایش نسخهای از او را خلق کرده بود. ولی در پایان و پیش از آن که وایت ویژن ناپدید شود، تمام خاطرات خود از ویژن نسخهی واندا را برداشت و رفت.
در سریال VisionQuest چند سال از این اتفاقات میگذرد و حالا با ویژنی کاملا جدید روبرو هستیم. ویژنی که بسیاری از طرفداران مارول در توصیفش از هوملندر استفاده کرده بودند. او حالا حس انسانی خود را گم کرده و در ضمن با احساس فقدان عظیمی دست و پنجه نرم میکند. ویژن که توانسته از دست کسانی که در پی سوءاستفاده از او بودند، فرار کند، حالا در خفا زندگی میکند. او روزها در یک بار مشغول به کار است و شبها در فضای خیالی ساخته شده توسط هوش مصنوعی تونی استارک به دنبال گمشدههایش میگردد. با این حال شرایط به گونهای پیش میرود که ویژن مجبور به بازگشت به اصل خود میشود.

دو قسمت اول سریال VisionQuest امیدوارکننده بود
البته کمی برای قضاوت زود است، ولی همین دو قسمت هم کافی بود تا نشان دهد که ویژنکوئست میتواند سریال خوبی باشد. با وجود شباهت آرمانشهر ویژن به شهر خیالی واندا در وانداویژن، نبود آن فضای شاد و رنگی نشان میدهد که فقدان کار خود را کرده است. ویژن جدید کاملا سرد و گوشهگیر شده و دیگر خبری از آن موجود رباتمانند که به شدت احساسات انسانی داشت، نیست. حالا باید در ادامه ببینیم که این نسخه از ویژن میتواند به همان بلوغ عاطفی نسخهی اصلی دست پیدا کند یا نه. خوشبختانه بازی پل بتانی به گونهای است که هم آن ویژن و هم این نسخه از او را بسیار باورپذیر کرده است.
از طرف دیگر باید به بازگشت جیمز اسپیدر در نقش اولتران هم اشاره کنیم. طبق اطلاعاتی که در این دو قسمت ارائه شد، اولتران هم بعد از بلاهایی که سرش آمده است، زندگی آرام و خلوتی داشته و حالا رابطهای پدرانه با ویژن دارد. صدای جذاب و چهرهی تصنعی جیمز اسپیدر بهترین انتخاب ممکن برای اولتران بوده و هست. و حالا این بار نوبت اوست که چیزهایی از رنجهای بشری به ویژن بیاموزد. در واقع تا به اینجای کار آنچه دیدهایم، حاکی از آن بوده است که اولتران نه دوست ویژن است و نه دشمنش. حالا باید منتظر قسمتهای بعد باشیم تا هویت واقعی روابط آنها مشخصتر شود.

از دیگر شخصیتهای مهم این دو قسمت باید به تامی اشاره کنیم. تامی برادر بیلی است که از شخصیتهای اصلی مجموعهی Agatha All Along بود. در واقع به خاطر تامی است که ویژن از کنج عزلت خود بیرون میآید و کمی با دنیای بیرون ارتباط برقرار میکند. در خصوص شخصیتهای شرور هم پالادین را داریم. او یک جایزهبگیر است که به دنبال گرفتن ویژن است و به نظر میرسد در ادامه تهدیدی بسیار جدی برای او خواهد بود. البته باید در ادامه منتظر حضور شخصیت رضا حمیدی الوازار هم باشیم که پیش از این شاهد حضورش در مرد آهنی بودیم.
روی هم رفته دو قسمت ابتدایی سریال VisionQuest نمرهی خوبی میگیرد و داستان امیدوارکننده دنبال میشود. اهمیت موفقیت ویژنکوئست تنها به پایان بخشیدن بر سهگانهی تلویزیونی مارول نیست؛ شاید موفقیت این سریال مارول را امیدوار کند تا داستان قهرمانهایش را در قالب تلویزیون هم ادامه بدهد. در غیر این صورت به قطع گفتهی فایگی در مورد تغییر احتمالی سیاستهای تلویزیونی مارول عملی خواهد شد.
ارسال دیدگاه